الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)
184
إرشاد القلوب (فارسى)
داده يا نداده باشم و روزى من به قدر كفاف به من ميرسيد ، حق سبحانه گويد راست گفت بندهء من او را داخل بهشت گردانيد ، و آنكه در دنيا غنى و ثروتمند بوده ( و حقوق واجبه را داده باشد و كوچكترين حقى از كسى و حرامى در گردنش نباشد ) در موقف حساب خواهد ماند تا چندان عرق از او سيلان كند كه اگر چهل شتر بياشامند سير شوند و بعد از آن داخل بهشت گردد ، و آن بندهء فقير از او سؤال مىكند كه چه چيز باعث دير آمدن تو شد ؟ گويد طول حساب كه حقتعالى حساب اموال مرا يك بيك ميگرفت و مرا مىآمرزيد و پس از آن حساب چيز ديگر ميگرفت تا اينكه رحمت او شامل حال من گرديد ، و بپرسد تو كيستى ؟ آن فقير گويد من همانم كه در موقف حساب با تو ايستاده بودم ، مرد غنى گويد نعمت بهشت تو را تغيير داده ، يعنى تو را براى آن نشناختم كه نعمت بهشت خلقت تو را متغير ساخته است كه نشناختم ، و اين سبكى حساب و دخول بهشت پيش از غنى بزرگترين نعمت الهى است بر فقير ، و از سعادت و راحتى فقير است كه در دنيا از او طلب خراج و ماليات نميكنند و در آخرت از او طلب حساب نمينمايند ، و قلبش به غير خدا مشغول نميشود ، و فارغ البالست از حفظ و حراست مال و ترس گرفتن ( مأمورين ) سلطان و بردن دزد و تلف نمودن حاسدان ، و نيز راحت است از فكر و تدبير در زياد كردن آن و رسيدگى باملاك و زراعت و كارمندان و كارگران و رعايا ، و هم از تعب و رنج سفر براى تجارت و كسب آسوده است و ايمنست از غرق شدن در دريا و سرگردان و هلاك شدن در بيابان ، و وارث براى بردن ارث آرزوى مرگ او را نميكند . و اگر كسى داراى اموالى باشد و از آفات سالم بماند هنگام